یادداشت ردادی| دشواری‌ها و تفاوت‌هایی که موجب تکامل رهبری جامعه اسلامی شد


logo

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم – محسن ردادی پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی: شرایط و اقتضائات دوره رهبری امام خمینی (ره)، نوع خاصی از مدیریت امام برای اداره جامعه اسلامی به وجود آورده بود، اما با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، ایشان با شرایط جدید و دشواری‌هایی روبرو شد که مجبور شد برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی و به پیش راندن مسیر نظام جمهوری اسلامی ایران، تفاوت‌هایی در شیوه اجرا به وجود آورد که این شیوه‌ها تکمیل یافته شیوه‌های امام خمینی (ره) در مدیریت جامعه اسلامی است. به نظر من اگر عمر امام عزیزمان طولانی‌تر می‌شد، به دلیل به وجود آمدن تغییراتی در جامعه، شیوه مدیریت خود را متفاوت‌تر می‌کردند.

در ادامه به بررسی چهار دشواری و چهار تفاوتی که موجب تکمیل مسیر رهبری نظام جمهوری اسلامی شده است، می‌پردازیم:

چهار دشواری بر سر رهبری آیت‌الله خامنه‌ای در مقایسه با بنیانگذار انقلاب وجود داشت که امام با این مشکلات مواجه نبودند و به دلیل همین دشواری‌ها و مسائلی که وجود داشت، لازم بود تدابیری اندیشیده شود تا بر شرایط غلبه شود، از همین رو باعث شد تا یک نوع خاص حکمرانی از آیت‌الله خامنه‌ای شاهد باشیم.

مشکل اول رهبری آیت‌الله خامنه‌ای این بود که امام یک بخش مهم از انقلاب بود و خیلی از مسائل و مشکلاتی که در کشور وجود داشت با ورود امام حل می‌شد. وقتی که امام ورود پیدا می‌کرد، خود به خود آن مسئله حل می‌شد. امام جنبه مهمی از انقلاب بود و به قدری مورد قبول همگان بود که بسیاری از مشکلات با ورود ایشان، برطرف می‌شد و تنها حضور حضرت امام در مساله کفایت می‌کرد. اما این پایگاه و جایگاه را آیت‌الله خامنه‌ای نداشتند و آنچنان که امام خمینی بخشی از انقلاب بودند، ایشان بخشی از انقلاب نبودند.

مشکل دوم جوان بودن آیت‌الله خامنه‌ای بود. در دوره‌ای که انقلاب رخ داد، تمام افرادی که در جمهوری اسلامی بعداً حضور پیدا کردند و یا در انقلاب اسلامی شرکت داشتند، شاگرد امام خمینی (ره) یا شاگردِ شاگرد امام بودند. بنابراین همه به عنوان پیر و استاد به امام نگاه می‌کردند. اما رهبر انقلاب چنین جایگاهی را نداشتند. از لحاظ سنی از برخی افراد کوچکتر یا اینکه همسن بودند. این باعث شد تا یک پدیده خود هم‌عرض پنداری بین برخی از مقامات حکومتی به وجود بیاید. آنان می‌گفتند اگر آیت‌الله خامنه‌ای شاگرد امام بوده، ما هم شاگرد امام بودیم و ما کمتر از ایشان خدمت امام نبودیم. این موضوع باعث شد تا رهبری از باب احترام گذاشتن به این افراد و به دلیل فرمان‌بردار نبودن برخی از آنان، همچون امام تصمیم‌گیری نداشته باشند. اگر مرحوم احمدآقای خمینی و بیت امام ورود پیدا نمی‌کردند و پشت سر مقام معظم رهبری نمی‌ایستادند، ممکن بود، مشکلات بیش از این‌ها هم باشد.

مشکل سوم این است که امام خمینی وقتی که در سال 57 رهبر نظام جمهوری اسلامی شد (امام خمینی تا پیش از آن تنها رهبر انقلاب اسلامی بود)، امام با جامعه‌ای انقلابی، پرشور، باانرژی و امیدوار روبرو بود. اما آیت‌الله خامنه‌ای که در سال 68 به رهبری جامعه رسیدند، با جامعه‌ای زخم‌خورده و به عبارتی دیگر مبهوت روبرو بود؛ این وضعیت به دلیل موضوع آیت‌الله منتظری و پایان یافتن جنگ به نحوی که مطلوب ایران نبود، برمی‌گشت. بنابراین این هم یک مانع بود یعنی شرایط اجتماعی آن زمان نسبت به زمان انقلاب، متفاوت بود.

مشکل چهارم هم این بود که امام خمینی فعالیت حزبی نداشتند. ایشان، یک مرجع مذهبی بودند و سابقه فعالیت حزبی نداشتند، اما آیت‌الله خامنه‌ای در کنار آیت‌الله بهشتی سابقه حضور در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی را داشتند. ایشان همچنین در چند انتخابات شرکت کرده بودند. امام خمینی هیچگاه در انتخابات شرکت نکرده بودند. حضور آیت‌الله خامنه‌ای در انتخابات هم مشکل و هم ظرفیتی ایجاد کرده بود.

مشکل این بود کسی که فعالیت حزبی دارد، برچسب‌هایی دریافت می‌کند و کسانی که سابقه رقابت حزبی با ایشان داشتند، به راحتی ایشان را در مقام و منصب جدید نمی‌پذیرند و همچنان ایشان را با همان نگاه سیاسی سابق می‌پذیرند. اما این موضوع ظرفیتی هم است به این دلیل که ذهن ساختارمند و تشکیلاتی برای فرد به وجود می‌آورد. کسی که سابقه حزبی دارد، از ابزارهای سیاسی استفاده می‌کند.

این‌ها تفاوت‌ها و دشواریی‌هایی بود که رهبری فعلی با امام خمینی داشتند. از این رو ما شاهد تفاوت‌هایی در شیوه اداره جامعه اسلامی بین این دو امام عزیز هستیم؛ البته تفکر و هدف یکی بود، اما در اجرا و زمامداری تفاوت‌هایی وجود داشت.

تفاوت اول ابه موضوع حاکمیت قانون و نهادهای قانونی بازمی‌گردد. امام خمینی (ره) به دلیل شرایط خاص جامعه، ترجیح می‌دادند کشور را به شیوه شوراها، حکمیت و ریش‌سفیدی اداره بکنند و خیلی وقت‌ها هم از حکم‌های حکومتی استفاده می‌کردند. در آن زمان حکم‌های حکومتی زیادی صادر شد و ایشان در مسائلی ورود پیدا کردند اما در زمان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای این رویه متفاوت شد و قانون محوریت بیشتری پیدا کرد. البته سخنی از امام خمینی در برهه پایان حیات ایشان است مبنی بر اینکه تاکنون فضا انقلابی بود که اینگونه کشور اداره می‌شد، از این به بعد قانون حاکم است و غیر از این نیست. چه بسا اگر عمر شریفشان طولانی‌تر می‌شد، شیوه‌ای را که رهبر معظم انقلاب انجام می‌دادند، در پیش می‌گرفتند.

رهبر کنونی انقلاب به این سمت رفتند که به نهادهای قانونی بیشتر محوریت بدهند و از طریق ساز و کارهای قانونی کارها را پیش ببرند، تا اینکه بخواهند حکمیت را در پیش بگیرند و ریش‌سفیدی بکنند. در فتنه سال 88، رهبری ارجاع به قانون دادند. طبق قانون، مرجع شورای نگهبان بود و ایشان موضوع را به این شورا ارجاع دادند و حاضر نبودند که چیزی فراتر از قانون را بپذیرند. 

تفاوت دوم مربوط به موضوع ریاست‌جمهوری است که این تفاوت به زمانه و قانون اساسی برمی‌گردد. در زمان امام خمینی، ایشان به دلیل شرایط خاصی بیشتر در امور ورود پیدا می‌کردند. همچنین به رئیس‌جمهور توصیه می‌کردند که فلان فرد نخست‌وزیر شود. در حالی که آیت‌الله خامنه‌ای، استقلال بیشتری به روسای جمهور می‌دهند. در شرایط کنونی رئیس‌جمهور که عوض می‌شود، انگار کل کشور عوض می‌شود. این نشانه قدرتمند شدن این نهاد است. 

تفاوت سوم که در اداره جامعه کشور بین دو بزرگوار وجود داشته به جایگاه نهاد ولایت فقیه و ولی فقیه برمی‌گردد. از زمان امام خمینی تاکنون اگر نگاهی بیاندازیم، نهاد رهبری از جایگاه سنتی به نهاد سیاست‌گذاری کلان حرکت کرده است. در زمان امام خمینی بیشتر به شیوه مرجعیت سنتی اداره می‌شد و شیوه ورود به مسائل و اداره کشور، تکمیل یافته همان شیوه میرزای شیرازی بود. اما در زمان آیت‌الله خامنه‌ای از شیوه مرجعیت سنتی به سمت نهاد سیاست‌گذاری کلان میل پیدا کرد و مساله‌ محورتر شد. 

تفاوت چهارم این است که شیوه اقدام امام خمینی بیشتر تکلیف‌محور بود اما شیوه رهبری آیت‌الله خامنه‌ای بیشتر نتیجه‌گراست؛ به این معنا که ایشان بسیار مساله محور هستند و نگاه می‌کنند ببیند مساله چیست، بعد  برای برطرف کردن مساله اقدام می‌کنند تا مساله را به صورت ریشه‌ای حل کنند. در زمان امام خمینی مسائل زودتر حل می‌شد اما به دلیل شرایط و وضعیت نیازمند حل ریشه‌ای نبود؛ اما اکنون مساله شاید دیرتر حل شود، اما ریشه‌ای حل می‌شود.

انتهای پیام/


link